یه عاشق ...
به او بگوییـــد دوستـــش دارمـ به او که قلبـش به وسعت دریاست که قــایــق دل من در آن غرق شده به او که مرا از این زمین خاکــی به سرزمین نور و شعــر و ترانه بــرد و چشمهایم را به دنیایی پــر از زیبایی بـــاز کرد ... بــه او بگوییـــد دوستــش دارم به او که گل همیشه بهــار من اســت به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است و به او که عشــق جاودانه من است . این مطلب رو توی سایت دانشگاه علوم اقتصادی خوندم ...گریه ام گرفت ... اونجا که خدا به موسی(ع) می گوید :..... سلام به دوستای گلم ... امروز توی تقویم دونفره ما روز مهمیه ...امروز روز پیوند ماست من هم از ساعت حدود ۱ بعد از ظهر رفتم آرایشگاه و برای همیشه تغییر کردم ...تغییری به شدت محسوس !!!! حدود ساعت ۷ بعد از ظهر روز میلاد امام جواد (ع) خطبه عقد خونده شد و ما واسه همیشه رفتیم توی قلب همدیگه جا خوش کردیم !! یه جشن عقد کوچیک و ساده هم توی خونه مامان اینا برگزار شد که خیلی خوش گذشت . یادمه بعد دو روز مامان بابا می خواستن برن حج ... یادش بخیر هنوز هم که خاطرات اون روزا رو مرور می کنم بدنم داغ میشه و کلی ذوق می کنم و به وجد میام .... دیشب بعد کلاس زبان (۵/۹ شب ) رفتم دو تا کتاب که قبلا انتخاب کرده بودم رو گرفتم ( جدیدا رفتم تو کار فرهنگی !!!!) و کادو کردم و یه شاخه گل رز قرمز خوشگل هم کردم ضمیمه اش با یه یادداشت عاشقانه ...بعد هم اومدم خونه و من که فکر می کردم خیلی زرنگم و زودتر کادوم رو میدم رودست خوردم و باز هم مجتبای گلم منو غافلگیر کرد و هدیه منو که یه تاپ خوشگل بنفش رنگ بود رو داد بهم و البته یه ماچ خوشمزه...و باز هم لحظات عاشقانه زیبا... الهی بمیرم چه سلیقه ای داره عشقم ....خیییییلی خوشگله.. امیدوارم جوجوی منم به به اندازه من از کادوی من خوشش اومده باشه ... مجتبای من ... عشق من .... بهار زندگیم .. عاشقانه و با تمام وجودم که سرشار از عشق توست دوستت دارم و در همه حال به وجودت افتخار می کنم و شکرگذار خدای مهربانم که او اولین کسی بود که زیباترین هدیه را در این روز زیبا به قلب ما تقدیم کرد... در ادامه عکس هایی عشقولانه از روز عقد رو میبینید..!!!!!!! میلاد با سعادت سه پاره خورشید نبوی (ص) امیرلحظات بی پایان نیایش حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) ماه رخشان حیدری خصال حضرت اباالفضل العباس (ع) زینتدهنده سجدهگاه عاشقان حضرت امام سجاد (ع) مبارک باد. به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .
................................................................................... تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد تو عین رحمه للعالمینی این هفته دو تا کتاب خییییییییییییلی خوب خوندم که انرژیم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰برابر شده ۲-۳ سال بود گرفته بودمشون اما فرصت نکرده بودم بخونم و من نمی دونستم توی کتابخونه ام چه گنجایی دارم ... خدا رو شکر خدا این شانس رو بهم داد که یکبار دیگه تحول پیدا کنم ... خدایا به خاطر همه چی شکرت ....می بوسمت خداجون مجتبی جونم ازت ممنونم که هر لحظه رو برام شاد می کنی و از عمق جانم فریاد می زنم ..... دوستت دارم مرد پاییزی من ....... دوست دارم برات بهترین باشم چون تو بهترینی ....
اینکه کلیشه حرف بزنم برام سخت شده این روزا ... کلیشه حرف زدن رو دوست دارم اما هر چی فکر میکنم اون رو لایق وصف عشقمون نمی دونم حرف زدن از عشق و تمثیل آوردن از اون کار ساده ایه اما خود عشق و توصیف اون کار سختیه و بلکه نشدنی ... وقتی عشقی عمیق باشه و عمیق تر بشه حرف زدن ازش خیییییلی سخت میشه کلیشه نمیشه به روزمرگی نمی افته چنین حسی به عشقمون دارم نمی تونم بنویسمش ... خدایا کمکم کن... فقط می تونم بگم عشقی که بین ماست مقدسه پرستیدنیه....نمودش رو هر لحظه می بینم و حس می کنم .... اما نمی تونم بنویسمش .... از اینکه همیشه کنارمی و منو درک می کنی ازت ممنونم ... ازاینکه همیشه و همه جا و هر ثانیه محبتت رو ازم دریغ نمی کنی ازت ممنونم ... از اینکه تو اوج خستگی باز هم منو در آغوش می کشی و توی گوشم عاشقانه زمزمه می کنی ازت ممنونم .... از اینکه بی صبری می کنم و کنارمی و صبورم می کنی ازت ممنونم ... از اینکه دلتنگی می کنم و با حرفات دلمو نوازش می کنی ازت ممنونم .... از اینکه همسرمی و همدممی و همنفسم ازت ممنونم ... از اینکه هر روز رو برام روز زن رقم می زنی ازت ممنونم ....
.
ميشنوی..!؟ نوای اُدعُونی را... رمضان نزديکـ است. خودت را مهيا کرده ای رفيق!؟ ميخواهی به ميهمانی بزرگی بروی... !!! لباست را عوض کن و معطر شو... مويی شانه بزن...
بارها با خودم فکر کردم که حکمت ماه رمضان چيست...!؟ تا اينکه توفيقی شد و پای سخنرانی يکی از بزرگان، رمضان را مِنّـت پروردگار بر بنده ی عاصی يافتم. آری، منّت! ميگفت خداوند ماه رمضان را برای آدمی مقرر داشت که خود را صاف کند. اگر روزه و مراقبه و اعمال اين ماه را همانند ماه رجب و شعبان مستحب ميکرد، انسان طبق روال کاهل ميشد و از کنارش خيلی راحت عبور ميکرد و اصلا تفکر نميکند که اين عمل، برای خودش است و بس!
{چند لحظه فکر کنيد... گذشته را مرور کنيد... بَينی و بَينُ اله، از اين فرصت های گذشته در رجب و شعبان، که استحباب شرعی داشت و تکليف نبود!، چقدر استفاده کرديم برای زدودن پليدی از خود..!؟}
خداوند، اين ماه را ديگر اگر واجب نمی کرد، چه ميشديم ما!؟ چه رويی برای ملاقات خالق، در يوم الحشر داشتيم...!؟ حداقل سالی يکبار، بالاجبار! حمام معنوی ميکنيم و چرکـ و سياهی را از خود دور ميکنيم... آری واجب کرد و تکليف، از سر محبت و مهربانی... گفته در اين ماه يک آيه قرآن بخوان، من يک ختم قرآن برايت حساب ميکنم.. فرمود حتی خوابت را عبادت و دم و باز دمت را، نفَست را تسبيح محاسبه ميکنم ...! همانند مادری که وقتی فرزندش مرض ميگيرد و ميلی به دوا و دکتر ندارد، او را از سر اصرار و اجبار، پزشک ميبرد و قرص ميخوراند.
مهربانتر از مادر...
بار الها... شکر.. حالا ميفهمم آن حديث قدسيت را که خطاب به موسی عليه السلام فرمودی: " اگر پرده ها کنار ميرفت و مردم درک ميکردند که چه اندازه ما بنده مان را دوست داريم، هرآن، جان ميدادند و می مردند!!!"
چه بگويم که زبانم در دهان باز بسته ست... رَبَّ شهر رَمَضان... لبيکــ... آمدم... وَ لِلواردِ عَلَی المُورد حقٌ...! (وارد را بر مورد حقيست...)... من هرکه باشم، وارد که شدم! نشدم!؟... گفتی بيا و آمدم. ديگر خودت ميدانی... .
...نه اینکه بترسم از اینکه دارم متاهل می شم
...نه....بزرگی روحت در روحم جای نمی گرفت ...نمی توانستم هضمت کنم ...از شدت خوبی هایت ...من از همان ابتدا می دانستم که تو....مرد رویاهای منی .....
![]()
...روز عقدمون
...۱۱ تیر ۸۸....ساعت ۷ بعد از ظهر همگی دعوتید منزل آقای...به صرف شیرینی و شام ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:
تو کانون صفا مرد یقینی
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.gif)
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



